چرا 10 اردیبهشت، روز ملی خلیج فارس نامگذاری شده است؟
نامگذاری دهمین روز از اردیبهشت به عنوان «روز ملی خلیج فارس» به یک رویداد خاص و مهم در تاریخ ایران بر میگردد؛ واقعهای که در اوایل قرن 17 میلادی رخ داد. در سال 1622 میلادی یا حدود سال 1001 شمسی و زمان فرمانروایی شاه عباس اول صفوی، نیروهای ایرانی توانستند پرتغالیها را از جزیره هرمز بیرون کنند. این اقدام، به حضور بیش از یک قرن پرتغالیها در منطقه و کنترل مسیرهای تجاری و دریایی توسط آنها پایان داد.
کنترل جزیره هرمز در آن دوره بسیار مهم بود زیرا از مهمترین مراکز تجارت دریایی بود؛
نقطهای که مسیرهای بازرگانی شرق و غرب در آن به هم میرسیدند. خروج پرتغالیها از هرمز نه فقط یک تغییر نظامی که به معنای بازگشت کنترل یکی از مهمترین مسیرهای دریایی منطقه به ایران بود که به تبع آن در شکلگیری ارتباطات فرهنگی و اقتصادی نقش مهمی داشت.
نامگذاری ۱۰ اردیبهشت به نام خلیج فارس را میتوان تلاشی برای یادآوری همین نقش دانست. این مناسبت در سال 1384 شمسی به طور رسمی وارد تقویم ایران شد. روز ملی خلیج فارس، بیش از آنکه صرفاً یک مناسبت در تقویم باشد یادآور یک نقطه عطف در حافظه تاریخی ایران است؛ نقطهای که نشان میدهد این پهنه آبی، همواره فراتر از یک موقعیت جغرافیایی بوده است.
خلیج فارس دقیقاً کجاست؟
پهنه آبی نیمه بستهای که در جنوب ایران بین فلات ایران و شبه جزیره عربستان قرار گرفته درست همانجایی است که به خلیج فارس شناخته میشود. به عبارت دقیقتر، طول این خلیج در حدود 900 کیلومتر است و عرض آن در قسمتهای مختلف از حدود 50 تا بیش از 300 کیلومتر، متفاوت است. خلیج فارس به غیر از بخش شمالی که تنگاتنگ سواحل زیبای جنوب ایران واقع است، از سمت جنوب در مجاورت کشورهای عربی مثل امارات، عربستان، قطر و کویت قرار دارد، در غرب به دل خاک عراق و کویت محدود میشود و از شرق به تنگه هرمز- راه ارتباطی با دریای عمان-میرسد.

مرزهای خلیج فارس از نگاه ایران
اگر فقط از زاویه ایران نگاه کنیم، سواحل شمالی خلیج فارس به سه استان مهم میرسند؛ خوزستان، بوشهر و هرمزگان. در خوزستان یعنی ابتدای بخش شمال غربی خلیج فارس، شهرهای مهمی مانند آبادان و خرمشهر (حوالی اروندرود، مرز ایران و عراق) همنشین این منطقه زیبا از جنوب کشور هستند. یکی از مهمترین نواحی ارتباطی و بندری ایران در خلیج فارس، استان بوشهر است که طولانیترین خط ساحلی میانی در خلیج فارس را به خود اختصاص داده است و شهرهایی مانند بوشهر، بندر گناوه و بندر کنگان نقاط مهم تجاری خلیج فارس محسوب میشوند. در آخر، نقطه اتصال خلیج فارس به آبهای آزاد از بندرعباس شروع میشود و تا تنگه هرمز ادامه دارد. جزایر شناخته شده جنوبی ایران، قشم و هرمز در این بخش از خلیج فارس واقع شدهاند.
برای درک بهتر موقعیت جغرافیایی خلیج فارس، میتوان اینطور تصور کرد که یک مسیر آبی کشیده شده در جنوب ایران است که از غرب به شرق امتداد دارد و در انتها، از طریق یک درگاه باریک- تنگه هرمز- به جهان بیرون وصل میشود.
تنگه هرمز؛ نقطه اتصال به جهان
خلیج فارس جاییست که همیشه «در جریان» بوده، قرنها مسیر گذر انسانها، کالاها و روایتها و یکی از مهمترین مسیرهای ارتباطی جهان بوده است. در میان این جغرافیا، تنگه هرمز نقطهایست که معنای این جریان را واضحتر میکند؛ گذرگاهی باریک که خلیج فارس را به آبهای آزاد وصل میکند و هنوز هم یکی از مهمترین مسیرهای رفتو آمد دریایی جهان به شمار میآید.
در منابع تاریخی، بهویژه در مدخلهای پژوهشی مانند ایرانیکا، هرمز بهعنوان یکی از مهمترین مراکز تجاری منطقه در قرون میانه معرفی شده است. این منطقه در ابتدا در ساحل قرار داشت، اما در اواخر قرن سیزدهم میلادی، بهدلیل ناامنیهای منطقهای، کل شهر به جزیرهای به نام «جرون» (هرمز امروزی) منتقل شد؛ تصمیمی که نشان میدهد کنترل مسیرهای دریایی تا چه اندازه اهمیت داشته است. با وجود شرایط سخت جزیره، نبود آب شیرین، گرمای شدید و وابستگی کامل به واردات، این جابهجایی یک مزیت مهم داشت: امنیت.

نقشه تنگه هرمز، مؤسسه گیتاشناسی، سال 2002
هرمز در این دوره به یکی از اصلیترین نقاط اتصال میان ایران، هند و جهان عرب تبدیل شد و حتی در دورههایی که درگیریهای سیاسی وجود داشت، تجارت در آن همچنان رونق داشت. این روایتها نشان میدهد که تنگه هرمز از گذشته، نه فقط یک گذرگاه جغرافیایی، بلکه یک نقطه استراتژیک برای گذر کالا، فرهنگ و ارتباط میان سرزمینها بوده است.
گفته میشود حدود یک چهارم از تجارت دریایی نفت جهان از این گلوگاه میگذرد، بنابراین کنترل این گذرگاه به معنای دسترسی به مسیرهای بازرگانی مهم است. تنگه هرمز تنها مسیر دریایی برای صادرات انرژی بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج فارس است و هر اختلالی در آن بلافاصله روی قیمت انرژی و اقتصاد جهانی اثر میگذارد. به همین دلیل، قدرتهای مختلف در طول تاریخ تلاش کردهاند حضور خود را در این منطقه تثبیت کنند؛ از پرتغالیها در قرن شانزده و هفده گرفته تا بازیگران دیگری که تا امروز هم برای در اختیار داشتن آزادی عمل برای عبور و مرور از این تنگه، دست به حضور نظامی در منطقه و ایجاد تنش میزنند.
تنگه هرمز را میتوان یکی از معدود نقاطی در جهان دانست که اندازهاش کوچک اما تأثیرش بسیار بزرگ است. برای بسیاری از ساکنان این منطقه، هرمز نه یک مفهوم ژئوپولتیک، بلکه بخشی از زندگی روزمره است. شاید به همین دلیل است که این نقطه، در عین اینکه یکی از مهمترین مسیرهای جهان است، همچنان یک فضای انسانی و ملموس با شور زندگی باقی مانده است.
خلیج فارس و تنگه هرمز در نقشههای جهان
در نقشههای قدیمی، تنگه هرمز همیشه بهصراحت نامگذاری نشده، اما حضور آن کاملاً قابل تشخیص و بلاشک است. در ادامه با چند نمونه از آنها آشنا میشوید.
بازسازی رنسانسی از جغرافیای بطلمیوس، قرن 2 میلادی
در میان نقشههایی که بر پایه دانش جغرافیایی باستان ترسیم شدهاند، این تصویر از قدیمیترین نمونههایی است که خلیج فارس را با نام مشخص و در قالب یک نظام جغرافیایی منسجم نشان میدهد. این نقشه، بازسازی رنسانسی از اثر «جغرافیا»ی بطلمیوس، جغرافیدان قرن دوم میلادی است که بر اساس مختصات و توصیفهای او ترسیم شده است. در این تصویر، علاوه بر آنکه خلیج فارس با نام Sinus Persicus مشخص شده، کل این منطقه بهعنوان بخشی از یک سیستم بزرگتر دریایی، شامل دریای سرخ و اقیانوس هند، به تصویر درآمده است؛ نگاهی که نشان میدهد در جغرافیای باستان، این پهنه آبی نه یک مرز مستقل، بلکه بخشی از شبکهای پیوسته از مسیرهای دریایی بوده است.
نقشه ادریسی از جهان، 1154 میلادی
در نقشههای محمد الادریسی، جغرافیدان قرن دوازدهم میلادی، خلیج فارس با عنوان بحر فارس دیده میشود؛ اما آنچه این نقشهها را متمایز میکند، شیوه نگاه به فضاست؛ جهت نقشه برعکس است و جنوب در بالا و شمال در پایین ترسیم شده است. در اینجا، پهنههای آبی نه بهعنوان مرز، بلکه بهعنوان مسیر تعریف میشوند. تنگه هرمز، هرچند نام مستقلی ندارد، بهصورت گلوگاهی باریک در امتداد این مسیر دیده میشود؛ نقطهای که خلیج فارس را به آبهای آزاد پیوند میدهد و در کنار شبکهای از بنادر و شهرهای ساحلی، نقش آن در جریان تجارت و ارتباط میان سرزمینها را نشان میدهد.
پادشاهی هرمز، از جلد اول اطلس شهرهای جهان، سال 1572 میلادی
در اولین اطلس جامع تصویر شهرهای جهان (Civitates Orbis Terrarum ) که در سال ۱۵۷۲ توسط جورج براون و فرانس هوگنبرگ تدوین و تصویرگری شده است، تصویری از پادشاهی هرمز به نمایش درآمده است. این تصویر، نمایی از شهری محصور در دیوارهای دفاعی با برجها و استحکامات متعدد را نشان میدهد که در میان آبهای خلیج فارس قرار گرفته است. این تصویر به دورهای تعلق دارد که هرمز تحت کنترل پرتغالیها بود و بهعنوان یکی از مهمترین بنادر و مراکز تجاری منطقه شناخته میشد؛ تصویری که نشان میدهد این جزیره چگونه در نگاه جهان آن زمان، بهعنوان یک گره حیاتی در مسیرهای ارتباطی شرق و غرب دیده میشده است. کشتیهای اطراف جزیره، نقش مهم هرمز در تجارت دریایی را برجسته میکنند.
از قرن شانزدهم به بعد و با ورود نقشهنگاران اروپایی، نگاه به این منطقه تغییر میکند. در نقشههایی مانند اطلسهای پرتغالی، جزیره هرمز و موقعیت آن با جزئیات بیشتری نمایش داده میشود و بهتدریج این گذرگاه بهعنوان یک نقطه استراتژیک برجسته میشود.
نمایی از خلیج هرمز، وینسنزو کرونلی، ۱۶۹۰
نقشهای که توسط وینسنزو کرونلی در اواخر قرن هفدهم میلادی ترسیم شده، نمایی دقیقتر از خلیج فارس و منطقه هرمز ارائه میدهد. در این نقشه که به دوره پس از خروج پرتغالیها از هرمز برمیگردد، عنوان «Golfo d’Ormus» برای این پهنه آبی بهکار رفته و سواحل ایران با نام Persia مشخص شدهاند. هرچند در این نقشه تنگه هرمز بهصورت مستقل نامگذاری نشده، اما شکل خط ساحلی، این گذرگاه باریک را به وضوح نشان میدهد؛ نشانهای از اینکه اهمیت این منطقه حتی بدون ذکر نام نیز برای نقشهنگاران آن دوره روشن بوده است.
تنگه هرمز، پیتر ون در آ، 1713 میلادی
در نقشهای از سال ۱۷۱۳ میلادی اثر Pieter van der Aa ، ناشر، کتابفروش و گردآورنده نقشههای هلندی، منطقه هرمز نه به عنوان یک نقطه منفرد، بلکه به صورت یک شبکه از بنادر نمایش داده شده است. در این تصویر، بندر گمبرون (بندرعباس امروزی)، جزیره هرمز و قشم در کنار هم دیده میشوند و اعداد درجشده در آب، عمق دریا را نشان میدهند؛ نشانهای از کاربرد عملی این نقشه برای دریانوردان.
در این نقشه نام Sinus Persicus برای خلیج فارس به وضوح درج شده و شکل باریک گذرگاه میان ایران و عمان، اهمیت تنگه هرمز را به خوبی نشان میدهد. این نوع نقشهها نشان میدهند که از نگاه اروپاییان قرن هجدهم، این منطقه نه فقط یک موقعیت جغرافیایی بلکه یک سیستم زنده دریایی در مسیرهای تجارت جهانی بوده است.
نمایی از جزیره هرمز. برگرفته از کتاب مجموعهای جامع از سفرها و سیاحتها، لندن، توماس استلی، 1754 تا 1747 میلادی
این تصویر، یک نمای ترسیمی از جزیره هرمز است که بر اساس روایتهای سفر و مشاهدات توماس استلی، ناشر و کتابفروش انگلیسی قرن هجدهم میلادی، ترسیم شده است. این نوع تصاویر، برخلاف نقشههای دقیق جغرافیایی، بیشتر با هدف نمایش کلی فضا، ساختار شهر و اهمیت آن توسط اروپاییها تهیه میشدند.
این سیر تحول در نقشهها نشان میدهد که تنگه هرمز از گذشته، نه فقط یک مسیر جغرافیایی، بلکه نقطهای کلیدی در اتصال جهانهای مختلف بوده است؛ جایی که مسیرهای تجاری، فرهنگی و دریایی به هم میرسیدند و هنوز هم این نقش را حفظ کرده است.
خلیج فارس؛ میزبان دهها جزیره در جنوب ایران
در پهنه خلیج فارس، بیش از صد جزیره پراکندهاند؛ جزایری که هرکدام در ظاهر نقطهای جداافتاده به نظر میرسند، اما در واقع بخشی از یک جغرافیای پیوستهاند. در میان آنها، حدود ۳۰ تا ۴۰ جزیره به ایران تعلق دارند که عمدتاً در استان هرمزگان قرار گرفتهاند. از قشم و کیش گرفته تا هرمز، لارک، هنگام، شیدور و ابوموسی، شبکهای از زیست، حرکت و ارتباط را شکل میدهند که قرنها در جریان بوده است.
تصویر هوایی از جزیره بوموسی
این جزایر فقط مرزهای آبی را تعریف نمیکنند؛ هرکدام کارکردی دارند. بعضی مانند قشم و کیش به مراکز پررفتوآمد تبدیل شدهاند، بعضی مانند هرمز و لارک تجربهای بکرتر از طبیعت و فرهنگ جنوب را ارائه میدهند، و برخی دیگر مانند شیدور، بهعنوان زیستگاههای حساس، یادآور ظرافت این اکوسیستماند. در کنار اینها، جزایری مانند ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک (جزایر سه گانه) به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود اهمیت ویژه نظامی و امنیتی دارند و بخشی از همین شبکه تاریخی ارتباط در خلیج فارس بودهاند.
اگر خلیج فارس را یک مسیر در نظر بگیریم، این جزایر ایستگاههای آن هستند؛ نقاطی که جریان زندگی، تجارت و فرهنگ در آنها شکل گرفته و دوباره ادامه پیدا کرده است. شاید به همین دلیل است که این پراکندگی ظاهری، در عمل به یک پیوستگی معنا پیدا میکند؛ پیوستگیای که هنوز هم میتوان آن را در سفر به جنوب ایران لمس کرد.
دهم اردیبهشت هر سال، فرصتی است برای نگاه کردن به این گستره آبی که بیاغراق یکی از مهمترین نقاط کره زمین است.

دیدگاهها
به گفتگو بپیوندید
اولین کسی باشید که نظر خود را ثبت میکند!